صنعت گردشگری؛ نخستین قربانی بحران، نخستین فرصت برای بازسازی اقتصاد
جنگ صرف نظر از ابعاد نظامی و سیاسی، آزمونی بزرگ برای تابآوری اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر کشور است. در چنین شرایطی برخی بخشهای اقتصادی به دلیل وابستگی مستقیم به امنیت، آرامش و اعتماد عمومی بیش از سایر حوزهها آسیب میبینند. صنعت گردشگری در صدر این بخشها قرار دارد، هرگونه تنش امنیتی حتی اگر دامنه آن محدود و کوتاه مدت باشند، بیش از هر چیز جریان سفر، سرمایهگذاری، اشتغال و مبادلات فرهنگی را تحت تاثیر قرار میدهند.
اکنون که کشوردر آستانه ورود به دوره پسا جنگ قرار گرفته است، لازم است نگاه سیاستگذاران از” مدیریت بحران” به “مدیریت بازسازی” تغییر کند. این تغییر رویکرد ، نه یک انتخاب بلکه ضرورتی ملی است. تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که پس از بحران، گردشگری را به عنوان یکی از پیشرانهای احیای اقتصاد در اولویت قرار دادند، توانستهاند با سرعت بیشتری به مسیر توسعه بازارهای گردند، گردشگری، صنعتی فراتر از سفر است، صنعتی که در آن اقتصاد، فرهنگ، دیپلماسی، اشتغال و سرمایه اجتماعی به یکدیگر پیوند میخورند.
جنگ رمضان، اگرچه آسیبهای قابل توجهی به بازار گردشگری داخلی و بینالمللی وارد کرد، اما در عین حال این فرصت را نیز فراهم ساخته است، تا با بازنگری در سیاستها، اصلاح ساختارها و تقویت حکمرانی مسیر تازهای برای توسعه گردشگری ایران ترسیم شود. امروز پرسش اصلی این نیست که گردشگری چه میزان خسارت دیده است، پرسش اساسی آن است که چگونه میتوان این صنعت را به موتور مورک بازسازی اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل کرد.
بازسازی اعتماد؛ مهمترین سرمایه صنعت گردشگری
هیچ صنعت دیگری به اندازه گردشگری به اعتمادوابسته نیست، گردشگر بیش از آنکه مقصدی را انتخاب کند،احساس امنیت و آرامش آن را ارزیابی میکند. از این رو، بزرگترین خسارت هر جنگ صرفاً تخریب زیرساخت یا کاهش درآمد نیست، بلکه خدشه دار شدن” تصویر ذهنی مقصد” و افکار عمومی داخلی و بینالمللی است.
بازسازی اعتماد باید نخستین محور برنامه ملی احیای گردشگری باشد. این اعتماد تنها با اعلام پایان بحران ایجاد نمیشود،بلکه نیازمند مجموعی از اقدامات هماهنگ در حوزه اطلاع رسانی، دیپلماسی عمومی، بازار یا بی حرفهای، روایتسازی رسانهای و ارتقای کیفیت خدمات گردشگری است. ایران باید بار دیگر به عنوان کشوری امن، مهماننواز، دارای تمدنی غنی و مقصدی جذاب برای سفر در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی بازتعریف شود.
گردشگری؛ پیشران بازسازی اقتصاد ملی امروزه گردشگری یکی از بزرگترین صنایع جهان محسوب میشود و در بسیاری از کشورها سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی، اشتغال و درآمدهای ارزی دارد. ویژگی ممتاز این صنعت، گستره اثرگذاری آن بر سایر بخشهای اقتصادی است. رونق گردشگری به معنای رونق هتلها، اقامتگاههای بونگردی حمل و نقل، صنایع دستی، رستونانها، کشاورزی، صنایع غذایی،خدمات فرهنگی، فناوری اطلاعات و دهها فعالیت اقتصادی دیگر است.
در شرایط پسا جنگ، که بسیاری از بخشهای اقتصادی نیازمند محرکهای جدید هستند، گردشگری میتواند با کمترین زمان و بیشترین اثرگذاری، چرخه اقتصاد محلی و ملی را دوباره به حرکت درآورد. توسعه گردشگری داخلی، افزایش سفرهای خانوادگی، برگزاری رویدادهای فرهنگی، تقویت گردشگری روستایی، سلامت، مذهبی، طبیعی و دریایی علاوه بر افزایش گردش مالی موجب تقویت امید اجتماعی و انسجام ملی نیز خواهد شد.
گذر از مدیریت بحران به حکمرانی تاب اور
یکی از مهمترین درس های بحران های اخیر آن است که، توسعه گردشگری بدون نظام حکمرانی تاب اور امکان وذیر نیست، تاب اوری صرفا به معنای توان بازگشت پس از بحران نیست، بلکه ظرفیت پیش بینی، آمادگی، مدیریت هوشمند و سازگاری با شرایطمتغیر را نیز در برمیگیرد.
از این رو ضروری است که صنعت گردشگری کشور به سمت حکمرانی هوشمند، داده محور و مشارکت جو حرکت کند. ایجاد نظام ملی مدیریت بحران گردشگری ،تدوین سناریوهای واکنش سریع، توسعه را سامانه های اطلاع رسانی، بهره گیری از فناوری های نوین، هوش مصنوعی و تحلیل داده ها، آموزش فعالان صنعت و افزایش هماهنگی بین دستگاههای اجرایی، از ارکان این تحول به شمار میرود.
مشارکت؛ کلید موفقیت در دوره پسا جنگ
احیای گردشگری، ماموریت یک دستگاه اجرایی نیست. این مسئولیت، پروژهای ملی است که بدون هم افزایه میان دولت، مجلس شورای اسلامی، بخش خصوصی، تشکلهای حرفهای و صنفی، سازمانهای مردمنهاد، دانشگاهها ،رسانهها و جوامع مللی به نتیجه نخواهد رسید.
دولت باید نقش سیاستگذار، تسهیلگر و حامی را بر عهده گیرد و از مداخله مستقیم در فعالیتهای اقتصادی فاصله بگیرد، مجلس با وضع و اصلاح قوانین حذف موانع اداری و تصویب مشوقهای سرمایهگذاری میتواند فضای کسب و کار گردشگری را بهبود بخشد. بخش خصوصی نیز با سرمایهگذاری ،نوآوری، بازاریابی و ارتقای کیفیت خدمانت،موتور محرک تحول این صنعت خواهد بود.
در کنار این سه ضلع، دانشگاهها و مراکز پژوهشی باید با تولید دانش، ارائه راهکارهای علمی و آینده پژوهی، پشتوانه تصمیمسازی مدیران باشند. همچنین رسانهها با روایت واقع بینانه، امیدآفرین و حرفهای از ظرفیتهای ایران، نقش مهمی در بازسازی اعتماد عمومی خواهند داشت.
ضرورت تدوین “منشور ملی احیای گرشگری ایران “
اکنون زمان آن رسیده است که کشور، فراتر از اقدامات مقطعی به سمت تدوین یک سند جامع ملی حرکت کند.” منشور ملی احیای گردشگری ایران در دوره پسا جنگ” میتواند چارچوبی برای هماهنگی بین دستگاههای مختلف، تعیین اولویتها، زمانبندی اقدامات و ارزیابی عملکرد باشد.
این منشور باید بر چند محور اساسی استوار باشد: بازسازی اعتماد داخلی و بینالمللی، حمایت اقتصادی از فعالآلان گردشگری، توسعه دیپلماسی گردشگری، تحول دیجیتال، ارتقای سرمایه انسانی، پایداری زیست محیطی، مدیریت هوشمند بحران و توسعه متوازن منطقهای. چنین سندی، علاوه بر پاسخگویی به نیازهای امروز میتواند تابآوری صنعت گردشگری را در برابر بحرانهای آینده نیز افزایش دهد.
نگاه به آینده، از بازسازی تا جهش
ایران از معدود کشورهای جهان است که در کنار میراث تمدنی چند هزار ساله از تنوع کم نظیر اقلیمی، فرهنگی، مذهبی، طبیعی و صنایع دستی برخردار است. این ظرفیتها سرمایههایی هستند که هیچ جنگی قادر به از بین بردن آنها نیست. آنچه نیازمند بازسازی است اعتماد، برنامه ریزی، سرمایهگذاری و حکمرانی است .
دوره پساجنگ، نباید صرفاً دوره جبران خسارتها تلقی شود، بلکه باید آغازگر مرحله ای نوین در توسعه گردشگری ایران باشد. مرحلهای که در آن کیفیت خدمات، نوآوری، فناوری، مشارکت بخش خصوصی، دپلماسی گردشگری و توسعه پایدار جایگوزین نگاههای کوتاه مدت و بخشی شود.
اگر امروز با نگاه ملی و آیندهنگر تصمیم بگیریم، گردشگری میتواند در سالهای پیشروحیکی از مهمترین پیشران های رشد اقتصادی، اشتغال، ارزآور،ی توسعه متوازن سرزمینی و تقویت سرمایه اجتماعی ایران تبدیل شود.
بازسازی گردشگری، تنها بازسازی یک صنعت نیست، بازسازی اعتماد ملی، امید اجتماعی و چهره ایران در جهان است. از همین رو، دوره پسا جنگ را باید نه پایان یک بحران ،بلکه آغاز فصل تازه ای از حکمرانی هوشمند و توسعه پایدار گردشگری ایران دانست.
دکتر مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران کارشناس ارشد گردشگری